۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

۱۱ دستورالعمل پس از انتخابات

اول – دقت کنيد که راي‌تان را کجا مي‌اندازيد، تا بعدا نپرسيد راي من کو؟ راي من کو؟

دوم – براي اينکه قاطي اراذل و اوباش نشويد بعد از انتخابات، مثل بچه آدم به خانه برويد و تا چهار سال ديگر که انتخابات بعدي برگزار مي‌شود از خانه خارج نشويد. به زبان خوش هر چهار سال يک‌بار از خانه خارج شويد بس است.

سوم – بعد از راي دادن، از برخورد با هر گونه جسم سخت در کوچه و خيابان جلوگيري کنيد.

چهارم – بعد از راي دادن خوشحال باشيد چون شما تنها خس و خاشاک دنيا هستيد که حق راي دارد.

پنجم – چون بعضي‌ها براي پيدا کردن راي‌شان در طول روز راهپيمايي مي‌کنند و شب‌ها بايد استراحت کنند لطفا شما براي پيدا کردن راي‌تان شب‌ها بوق نزنيد.

ششم – براي راهپيمايي مسالمت‌آميز، پوشيدن جليقه ضدگلوله، ماسک هوا، پماد سوختگي، نفربر و چيزهاي ديگر الزامي مي‌باشد.

هفتم – براي راهپيمايي مسالمت‌آميز، حمل سلاح سرد مثل چاقو، قمه و چماق، يا سلاح گرم مانند کلت کمري و کلاشينکف، و همچنين همراه داشتن نارنجک دستي، و يا سوار شدن بر تانک توصيه نمي‌شود.

هشتم – بعد از راي دادن اگر هنوز دستگير نشده‌ايد خودتان را به کلانتري محل معرفي کنيد.

نهم – بعد از راي دادن براي جلوگيري از تشويش اذهان عمومي، با کسي حرف نزنيد، در وبلاگ يا روزنامه و جاي ديگري ننويسيد که راي داده‌ايد، اگر هم نوشتيد ننويسيد به کي راي داده‌ايد، از کسي هم شکايت نکنيد. توصيه مي‌شود راي‌تان را به امان خدا سپرده، سريعا از محل راي‌گيري دور شويد.

دهم – بعد از راي دادن و به نشانه اعتراض، در پارکينگ‌تان را بشکنيد و با چوب و چماق به اتومبيل‌هاي داخل پارکينگ آسيب بزنيد.

يازدهم – بعد از راي دادن، خودتان مثل آدم، براي تسري مراحل اداري هم که شده، مستندات همکاري‌تان را با عوامل صهيونيسم و عوامل بيگانه، در اختيار دوستان و مراجع ذي‌صلاح قرار دهيد.

اين ۱۱ فرمان را انجام دهيد تا سالم به خانه برسيد.

بیوگرافی باران کوثری و عکس






وی در 25 مهرماه سال 1364 در تهران به دنیا آمد. دیپلم خود را در رشته هنر گرفت. پدرش (جهانگیر كوثری) كارشناس به نام فوتبال و تهیه‌كننده سینماست و مادرش را هم كه دیگر همه علاقه‌مندان به سینما می‌‌شناسند، (رخشان بنی‌اعتماد...)
باران می‌‌گوید: اولین سكانسی كه بازی كردم در سال 69 بود. كاری از داریوش فرهنگ، با بازی در فیلم سینمایی (بهترین بابای دنیا)، در آن زمان پنج ساله بودم...


یك سال بعد در فیلم (نرگس) كاری از مادرش ایفای نقش كرد، او در سال 82 دیپلم گرفت و سپس مدرك دیپلم نمایش از هنرستان سوره را هم اخذ كرد. او تا سال 81 بیشتر در فیلم‌های مادرش بازی كرد. سال 73 در فیلم روسری آبی، 76 در بانوی اردیبهشت، در سال 78 زیرپوست شهر، در سال 80 روزگار ما و در سال 81 در فیلمی از اصغر فرهادی بازی كرد كه (رقص در غبار) نام آن فیلم بود و... سپس در سال 82 مقابل دوربین (سیروس الوند) ظاهر شد، در فیلمی به نام (برگ برنده...) اما بیشتر زمانی چهره شد كه در فیلم جدید (محمدحسین لطیفی) ایفای نقش كرد، فیلم خوابگاه دختران كه در ژانر ترس بود.
همچنین در سال 84، بازی در فیلم ابوالحسن داودی با نام (تقاطع) را ایفا كرد... در ماه مبارك رمضان امسال نیز اولین كار تلویزیونی خود را بازی كرد. مجموعه‌ای به كارگردانی محمدحسین لطیفی، به نام (صاحبدلان.) پس از بازی در این مجموعه به آبادان رفت و در فیلمی از همین كارگردان به نام (روز سوم) بازی كرد. فیلمی كه او را كاندید دریافت جایزه فجر كرد، اما باران سینمای ایران به جز این فیلم، در فیلم مادرش (خون‌بازی) هم كاندید گشت و همین فیلم باعث شد، او در 21 سالگی جایزه سیمرغ بلورین را به دست آورد. البته قبل از باران، ترانه علیدوستی بود كه در 17 سالگی توانست به خاطر بازی در فیلم (من ترانه 15 سال دارم)، این جایزه را از آن خود كند.باران می‌‌گوید: همیشه یك قضاوت درباره من است كه صحیح نیست، همه فكر می‌‌كنند با وجود پدر و مادرم من باید خیلی زود می‌‌درخشیدم و توی هم نسل‌هایم، تنها كسی بودم كه پله‌پله بالا رفتم و هیچ اتفاق خاصی برایم نیفتاد. مهم نیست، من به این گفته‌ها توجه نمی‌‌كنم، اما من هیچ‌گاه دنبال این نبودم كه دیده بشوم، می‌‌خواستم حرفه‌ای باشم و حرفه‌ای بودن به نظر من یعنی این‌كه عضو یك مجموعه باشی. باران اعتقادی به سوپراستار شدن ندارد:
نمی‌‌خواهم شعار بدهم اما به‌واقع دلم نمی‌‌خواهد، چون سینما برای من هدف نیست، بلكه وسیله است. پدرش می‌‌گوید: باران دختری مسئولیت‌پذیر است، شاید این را از خلق و خوی ما به ارث برده، همچنین اعتماد به نفس عجیبی دارد. باران كوثری می‌‌گوید: یك بازیگر خوب، بازیگری است كه هرگاه مقابل دوربین ظاهر شود، فكر كند اولین سكانس تصویربرداری‌اش است و دست و پایش بلرزد و مهم این كه در واقع بازی كند. چرا كه مردم این را می‌‌خواهند، حتی اگر چهره نباشی و پارتی هم نداشته باشی.چندی پیش كه با باران صحبت می‌‌كردیم، به ما گفته بود (پدر و مادرم نقش مهمی در ورود من به سینما داشتند، اما باران اگر لیاقت داشته باشد، می‌‌ماند، اگر پتانسیل داشته باشد، بیننده را جذب می‌‌كند و... ) و درست هم گفت، باران لیاقت داشت كه كاندیدای بازی در دو فیلم شد و از یكی از آنها سیمرغ دهه فجر را كسب كرد.
باران در رابطه با خصوصیت یك دوست خوب می‌‌گوید (دوستی خوب است كه معرفت داشته باشد.) او اهل ورزش هم است، تنیس، اما دو سال است كه ورزش نمی‌‌كند. باران دختر سینمای ایران، در حال حاضر به همراه مادرش در آمریكا به سر می‌‌برد، او می‌‌گوید (پدر و مادرم بهترین دوستان من هستند.)باران در مورد فیلم (خون‌بازی) به كارگردانی مادرش می‌‌گوید: در این فیلم به معنای واقعی كلمه، صادقانه بازی كردم، در مورد این فیلم و زندگی معتادها كتاب خیلی خواندم، با معتادها در ارتباط بودم، كسانی كه ترك كردند یا پزشكان متخصص... حتی در جلسات ترك اعتیاد هم شركت كردم، پزشكان به من كمك كردند، چون خود افراد معتاد نمی‌‌توانستند، زیاد حالاتشان را به من بگویند.
همچنین از مشاوران پزشكی هم زیاد كمك گرفتم، من در این فیلم به معنای كامل، كلمه (ترس) را متوجه شدم. در مدت تحقیق و بازی دیدم كه آدم‌ها چقدر راحت این اتفاق برایشان می‌‌افتد كه تنها یك لحظه است. در واقع اعتیاد ،آدم را تبدیل به یك حیوان می‌‌كند.
جایزه باران كوثری، (یك سمند) بود و البته پس از دریافت سیمرغ دستمزدش هم بالا رفته است.بد نیست خاطره‌ای از دوران كودكی باران كوثری از زبان پدرش بشنویم. جهانگیر كوثری فوتبالیست سال‌های دور استقلال می‌‌گوید: باران از كودكی استعداد خوبی داشت، یادم می‌‌آید سر صحنه فیلم (بهترین بابای دنیا)، ساخته داریوش فرهنگ، صدابرداری سرصحنه انجام می‌‌گرفت؛ از طرفی باران كه در آن زمان پنج سال بیشتر نداشت، باید دیالوگ‌های زیادی را می‌‌گفت و از طرفی هم سواد خواندن و نوشتن نداشت. از این‌رو همه عوامل فكر می‌‌كردند كه كاری بس مشكل در انتظار آنان است. آتیلا پسیانی كه آن زمان دستیار كارگردان این فیلم بود، در اولین لوكیشن، یك‌بار دیالوگ‌ها را برای باران می‌‌خواند، به بار دوم نمی‌‌كشید كه دخترم، دیالوگ‌ها را به خوبی حفظ می‌‌كرد كه این حركت باعث تعجب همه شد، این خاطره‌ای جالب از باران بود كه در ذهن من و مادرش مانده است...

بیوگرافی نیلوفر خوش خلق و عکس





بیوگرافی نیلوفر خوش خلق:

همسر امین حیایی.
بازی در سینما را از ابتدای دهه هشتاد و حضور در سه فیلم ضعیف آغاز کرد. اما با کمی صبر و تامل از سال 1384 در فیلم های خوب و در نقش های بهتر ظاهر شد. بازی او در فیلم « چند روز بعد » تحسین برانگیز است.

مصاحبه:

جایی از امین حیایی خواندم که گفته بود : «در زمانی که من دچار افسردگی شدید بودم و نتوانسته بودم بجای محمدرضا فروتن در فیلم قرمز ساخته ی فریدون جیرانی بازی کنم ٬ نیلوفر از خانواده اش در خارج از کشور جدا شد و به ایران آمد تا در کنار من باشد » ٬شما متولد ایران هستید ؟
متولد ایران هستم ، مدتی در خارج از کشور زندگی می کردم که فکر نکنم آنقدر بر روی زندگی ام تاثیر داشته باشد .

متولد چه سالی هستید ؟
۱۳۵۱

قبل از اینکه با امین حیایی آشنا بشین ٬ علاقه خاصی به سینما داشتید ؟
نه اصلا هیچ علاقه ای به سینما نداشتم ٬ حتی شاید باور نکنین که من اصلا فیلم هم نگاه نمی کردم .

سریال روزگار جوانی اولین کار شما بود و فیلم مونس دومین کار بازیگری شما ٬ در هر دو با امین حیایی همبازی بودید و در آن زمان ازدواج هم نکرده بودید امین در آن زمان هم به شما کمک می کرد ؟
در آن زمان من و امین نامزد بودیم ٬ بله خیلی کمکم می کرد .

سر فیلم « بوی بهشت » با امین ازدواج کردید درسته ؟
بله ٬ حتی در تیتراژ بوی بهشت هم بجای نیلوفر خوش خلق ٬ نیلوفر حیایی نوشته شد ( ! )

۳ کار اول ضعیف شما برای نابود شدن هر بازیگری کافی است فیلمهای ضعیف مونس ٬ مانی و ندا و بوی بهشت که اتفاقا هر سه نیز در یک سال تولید شدند ( سال ۱۳۷۹ ) و جالب این است که شما پس از فیلم بوی بهشت تا ۴ سال هم بازی نکردید ( ! ) اما با وجود این شرایط در سال ۱۳۸۴ با بازی در فیلم به آهستگی و معرفی دوباره شما به تماشاگران ٬ نه تنها از یاد آنها نرفته بودید بلکه هیچ کس هم باور نمی کرد که نیلوفر خوش خلق ۴ سال است بر پرده سینما دیده نشده است ٬ قبول دارید این باقی ماندن شما به عنوان بازیگر در سینما فقط و فقط بدلیل وجود شخصی به نام امین حیایی است ؟
۱۰۰٪ قبول دارم حرف شما را .

در پشت صحنه فیلم های امین همراه او سر صحنه فیلمبرداری می روید و جایی گفته بودید که این حضور خیلی برای یک بازیگر موثر است . این موثر بودن از دیدن نوع بازی امین حیایی است یا طرز برخورد او با دیگر افراد ؟
هر دو ٬ هر بار حضور در پشت صحنه فیلم های امین برای من خیلی موثر است از هر دو جهت ٬ این حضور می تونه هم در بازی تاثیر بگذارد و هم در اخلاق . اخلاق یکی از اساسی ترین ویژگی های یک هنرمند است .

هنگام بازی سراغ نقش های مشابه که قبلا توسط افراد دیگری بازی شده هم میرید ؟
حتما نه اما فیلم زیاد میبینم .

از کسی شنیدم که قبل از شروع فیلمبرداری امین حیایی یک بار نقش شما را برایتان اجرا می کند و شما سعی می کنید مشابه امین حیایی بازی کنید این درست است ؟
همیشه نه ٬ اما وقتی امین کارش سبک باشد این کار را برای من انجام میدهد .

یکی از فیلم های موفق در کارنامه شما فیلم آتش بس است ٬ لاله ( نیلوفر خوش خلق ) در آتش بس قرار بود با حرف ها و کارهایش باعث به هم ریختگی وضع زندگی سایه و همسرش شود اما این اتفاق فقط در ۱ مورد ( جریان کتابخانه رفتن سایه نیازی ) روی می دهد . نقش به آن شکل که باید در می آمد در نیامد یا از ابتدا قرار بود چنین باشد ؟
من کارهای خانم میلانی را خیلی دوست دارم اما نقش سایه از ابتدا نقش کم رنگی بود شاید حذف چند پلان مربوط به این نقش باعث کم رنگ تر شدن این نقش شد . آدم در هر جایی نباید دیده شود . اما نقش سایه دیده شد چون تعداد بازیگران کار کم بود .

امین کارهای طنز زیادی را بازی کرده با توجه به این مسئله در اولین تجربه طنز شما ( اگه می تونی منو بگیر ) چه کمکی به شما کرد ؟
امین در آن زمان که ما فیلمبرداری را شروع کردیم خودش سر فیلمبرداری بود و من بدون کمک امین این فیلم را بازی کردم .

نیلوفر خوش خلق خیلی کم مصاحبه می کند اما در جایی گفته بود معیار انتخاب فیلم برای من نقش های خاص و متفاوت است و با ۴ سال بازی نکردن این مساله را ثابت کرد ٬ اما فیلم اگه می تونی منو بگیر نه خاص است و نه متفاوت ٬ چرا بازی در چنین کاری را قبول کردید ؟
کار طنز بود و می خواستم یک کار طنز هم در کارنامه ام داشته باشم . فضای کار را هم خیلی دوست داشتم .

" چند روز بعد " به کارگردانی نیکی کریمی آخرین کار سینمایی شما در مقام بازیگر است ٬ کار با نیکی کریمی را چطور دیدید ؟
به نظرم نیکی کریمی کسی است که هم بازیگر بسیار خوبی است هم به واسطه بازیگری بسیار خوبش بزودی یکی از بهترین کارگردان های سینمای ایران هم می شود ٬ همان طور که در " چند روز بعد" در مقام کارگردانی بسیار خوش درخشیده است .

کار آینده ؟
فیلمی است به کارگردانی فرهاد نجفی و به اسم حرکت اول .

علت کم کاری ؟
کم کار نیستم ٬ چند کار پشت سر هم انجام دادم و با هم اکران شدند .

صمیمی ترین دوست شما در بین هنرمندان چه کسی است ؟
سحر ولدبیگی .

نظرتون درباره CD های قاچاق چیه ٬ به نظرم بیشترین لطمه را به فیلم " اگه می تونی منو بگیر" زد ٬ نظز شما چیه ؟
وارد این مساله نمی شوم اما خیلی به سینما ضربه میزند .

بیوگرافی امین حیایی و عکس






نام : امین
نام خانوادگی : حیایی
تاریخ تولد : 1349
محل تولد : تهران
میزان تحصیلات : دیپلم
نام همسر : نیلوفر خوش خلق (بازیگر)
در دوران تحصيل به فعاليت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن ديپلم، ضمن خدمت سربازي در مركز هنرهاي نمايشي عقيدتي - سياسي نيروي هوايي فعاليتش را آغاز كرد. در سال 1370 بازيگر يك تئاتر كودكان به كارگرداني ثريا قاسمي بود. در پانزدهمين جشنواره فيلم فجر نامزد دريافت جايزه بازيگر نقش دوم براي فيلم « براده هاي خورشيد» شد.
خيلي زمان برد تا بتواند به عنوان بازيگر نقش اول در فيلمهاي سينمايي بازي كند. در اولين نقش آفريني اش به عنوان بازيگر نقش اول در فيلم « سيب سرخ حوا -- 1378» چندان موفق نبود.
او در فيلم هاي « هتل كارتن، دستهاي آلوده » و بخصوص در فيلم « مزاحم » به کارگردانی سیروس الوند خوش درخشید ولی متاسفانه بازي زيباي امين حيايي با شخصيت پردازي ضعيف از دست رفت.
او در سال 1381، ركورددار بود. شش فیلم « مزاحم، ماني و ندا، مونس، اثيري، رز زرد، بوي بهشت » با بازي او در سال در سينماهاي تهران به روي پرده رفت.
فیلموگرافی:
دو همسفر (اصغر هاشمي 1371)
دو روي سكه (محمد متوسلاني - 1371)
پرتگاه (بهرام ري پور - 1372)
آپارتمان (مجموعه - اصغر هاشمي - 1372)
حامي (قدرت الله صلح ميرزايي - 1373)
براده هاي خورشيد (محمدحسين حقيقي - 1375)
هتل كارتن (سيروس الوند - 1375)
بادام هاي تلخ (كاظم معصومي - 1376)
روزگار جواني (مجموعه - شاپور قريب - 1377)
دست هاي آلوده (سيروس الوند - 1378)
سيب سرخ حوا (سعيد اسدي - 1378)
علف هاي هرز (قدرت الله صلح ميرزايي - 1378)
مونس (حميد رخشاني - 1378)
تكيه بر باد (داريوش فرهنگ - 79/1378)
همسايه ها (مجموعه - محمدحسين لطيفي - 1379)
ماني و ندا (پرويز صبري - 1380)
مزاحم (سيروس الوند - 1380)
اثيري (محمدعلي سجادي - 1380)
رز زرد (داريوش فرهنگ - 1381)
عروس خوش قدم (حبيب الله بهمني - 1381)
زير آواز باران (رضا كريمي - 1381)
تب (1382)
کما ( آرش معماریان -1382 )

۱۳۸۹ فروردین ۷, شنبه

مریم حیدر زاده،،،دکلمه


بیوگرافی گلشیفته فراهانی و عکس






نام اصلي:رهاورد فراهانی
تاريخ تولد: 1362
محل تولد:تهران
مدرك تحصيلي:فارغ التحصیل هنرستان موسیقی

دختر بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم نیا

خواهر شقایق فراهانی
- تنها خوش شانسی بزرگ او بازی در فیلم درخت گلابی - یکی از بهترین فیلم های مهرجویی - است.

- برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از بخش بین الملل شانزدهمین جشنواره فیلم فجر.

- بهترین بازیگر جشنواره بیست و دوم فیلم فجر برای بازیهای خیره کننده اش در دو فیلم « بوتیک » و « اشک سرما » به انتخاب نویسندگان و منتقدان

- برنده تندیس زرین هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم « اشک سرما »

گلشیفته فراهانی در ۱۹ تیر ۱۳۶۲ در تهران متولد شد. وی فرزند «بهزاد فراهانی» و «فهیمه رحیم نیا»، خواهر «شقایق فراهانی»، بازیگران سینما و تلویزیون می‌باشد. او دانشجوی رشته موسیقی از دانشگاه جامع علمی کاربردی است. همچنین بازی در سینما را از سال ۱۳۷۶ با فیلم «درخت گلابی» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» آغاز کرد.

در فیلم‌های «درخت گلابی»، «زمانه»، «بوتیک»، «اشک سرما»، «به نام پدر»، «میم مثل مادر»، «گیس بریده» و «سنتوری» به ایفای نقش پرداخته که با درخت گلابی بهترین بازیگر نقش اول جشنواره ۷۶ شد و برای بوتیک و اشک سرما سومین بازیگر جشنواره ۸۲ بهترین بازیگر هشتمین دوره جشن خانه سینما و بهترین بازیگر زن جشنواره بزرگ سه قاره (نانت فرانسه) رابدست آورد.

فیلم «میم مثل مادر» با هنرمندی وی از استقبال فراوان تماشاگران و منتقدان برخوردار گشت. در این فیلم وی نقش مادری شیمیایی شده در جنگ ایران و عراق و صاحب فرزندی که دچار مشکلات تنفسی است را ایفا می‌کند.

بازیگر

*
ارابه مرگ (۱۳۸۵)
*
سنتوری (۱۳۸۵)
*
گیس بریده (۱۳۸۵)
*
میم مثل مادر (۱۳۸۵)
*
یک ذره امید (۱۳۸۵)
*
به نام پدر (۱۳۸۵)
*
ماهی‌ها عاشق می‌شوند (۱۳۸۳)
*
اشک سرما (۱۳۸۲)
*
بابا عزیز (۱۳۸۲)
*
بوتیک (۱۳۸۲)
*
جایی دیگر (۱۳۸۱)
*
دو فرشته (۱۳۸۱)
*
زمانه (۱۳۸۰)
*
هفت پرده (۱۳۷۹)
*
درخت گلابی (۱۳۷۶)

بیوگرافی بهزاد فراهانی و عکس






در اول بهمن‌ماه سال 1323 در دهي كوچك به نام «درمنك» در كوهپايه‌هاي تفرش از توابع فراهان به دنيا آمدم، روزي كه آن‌قدر برف باريده بود كه نمي‌توانستي به راحتي در ده راه بروي، ناچار اهالي ده از راه پشت‌بام به خانه پدربزرگم رفتند تا مژدگاني دريافت كنند. در يك خانواده دهقاني به دنيا آمدم، مادر اهل ادب و هنر و شعر بود كه بافت‌قالي اصلي‌ترين هنرش به حساب مي‌آمد. مادر از خوانين و پدر از دهاقين فراهان بود، پدرم يكي از بهترين تعزيه‌خوان‌هاي آن خطه هم محسوب مي‌شد و به او مش‌غلامرضا مي‌گفتند. ما هفت فرزنديم كه من فرزند دوم خانواده هستم، چهار خواهر و سه برادر كه متاسفانه خواهر بزرگم در جريان انقلاب ودر اعتصاب پرستاران از دست رفت، در حال حاضر يك خواهر و يك برادرم در اراك زندگي مي‌كنند، برادرم كه در اراك زندگي مي‌كند، مهندس برق است و برادر ديگرم معاون ارشاد استان مازندران بود كه البته در حال حاضر بازنشسته است.

بي‌سوادي، بي‌معناست


در فراهان بي‌سوادي، معنايي ندارد، شما در آنجا عده‌اي انگشت‌شمار مي‌توانيد فرد بي‌سواد پيدا كنيد، ضمن اين‌كه فراهان بنيانگذار موسيقي ايران است، از طرفي اكثر مردم آنجا خوش خط هستند، به هر كس كه بگوييد روي يك برگه كاغذ براي شما يك خط بنويسد، آن برگه را دور نمي‌اندازيد. خاطرات زيباي من در صحراها و دشت‌هاي فراهان است، شايد به همين خاطر است كه هر ماه بايد به آنجا بروم و به ايل و تبارم سري بزنم. تا كلاس سوم ابتدايي در مكتب خانه ده درس مي‌خواندم، سپس به تهران، منزل دايي آمدم، زندگي من فراز و نشيب بسياري داشت، از همان ابتداي كودكي، دستم در جيب خودم بود، كارگري مي‌كردم 40، 50 نوع كار را انجام دادم، ماسه داخل كاميون مي‌ريختم، آسفالت كار بودم، پادوي داروخانه، پادوي تزريقات، كارگر دوچرخه‌ساز، كارمند بانك بازرگان، با وكلاي دادگاه كار كردم و از آنجا كه يك فرد عاصي بودم، در يك جا نمي‌توانستم ثابت بمانم، از طرفي فقر را كاملا حس كردم، يادم مي‌آيد با شوهر خواهرم حاج سعدا... كه يكي از بزرگان شرق تهران است، يك اتاق يك در دو متري بالاي يك نانوايي سنگكي در كنار ورزشگاه شهباز سابق (هفده شهريور) كه از آن آقاي تقوي بود و كرايه آنجا را آيت‌ا... كني مي‌دادند، زندگي مي‌كردم اما فقر نتوانست غرور مرا آزار بدهد و به ما ياد داد كه مردم چگونه زندگي مي‌كنند، به ما آموخت كه چشممان به مال خودمان باشد، به نواميس مردم نظري نداشته باشيم، به ما آموخت كه اگر خواهان چيزي هستيم بايد زحمت بكشيم. نام آن دوران را دوران كار و پيكار گذاشتم. يادم مي‌آيد در كلاس‌هاي شبانه خزائلي وقتي شهريه‌ام بخشيده شد كه يكي از تاول‌هاي دستم در دست آقاي خزائلي تركيد، اما افتخارم اين است كه فارغ‌التحصيل يكي از بزرگ‌ترين دانشگاه‌هاي هنر فرانسه هستم.راستي رفوي قالي، چسباندن كاغذ ديواري و باربري در راه‌آهن هم از جمله كارهايي است كه انجام دادم، بايد بگويم كه پس از 63 سال زندگي هنوز دلم با آن زندگي ساده روستايي است.

زندگي هنري
در 15 سالگي با برادران مفيد آشنا شدم و به تئاتر راه يافتم، در 17 سالگي به تئاتر حرفه‌اي شاهين سركيسيان بنيانگذار تئاتر نو پيوستم، اين روند ادامه پيدا كرد تا سال 1350 كه خودم صاحب يك گروه تئاتر شدم. البته در 17 سالگي در راديو تهران هم كارم كردم، يك سال بعد توسط آقاي بهرامي به داستان شب دعوت شدم. 18 ساله بودم كه رل اول را مي‌گفتم، 21 ساله بودم كه كارگردان اين برنامه شده و در سن 22 سالگي جايزه بهترين نوشته «داستان شب» از آن من شد. در سال 45 وارد راديو شدم، اما استخدامم به سال 56 مربوط مي‌شود، يعني وقتي از فرانسه برگشتم.

ازدواج
در سال 1347 در گروه هنر ملي، كنكوري برگزار شد كه هشت هزار نفر شركت كردند، همسرم جزو شاگرد اول‌هاي آن كنكور بود، در گروه هنر ملي، درس تئاتر مي‌خواند، سپس بين ما دلبستگي ايجاد شد، اما او به من گفت: «بايد تحصيلت را ادامه بدهي»، چرا كه من ديپلم هم نداشتم، همان سال انگيزه‌اي در من ايجاد شد كه درسم را ادامه بدهم، ديپلم را گرفتم و در كنكور دو دانشگاه شاگرد اول شدم. بعد هم او به قولش وفا كرد، پس از ازدواج، در حالي كه شقايق سه ساله بود، به فرانسه رفتيم در آنجا سه سال و نيم درس خواندم و ليسانسم را گرفتم، همسرم هم دكتراي خود را آنجا گرفت. همسرم فهميه رحيميان دكتراي نقاشي دارد و در سال 1348 در «سلطان مار» بهرام بيضايي بازي بسيار خوبي از خود ايفا كرد و همان سال به عنوان بهترين بازيگر انتخاب شد.



فرزندان من
شقايق و گلشيفته را كه همه مي‌شناسند، آذرخش پسرم موزيسين است، ليسانس نقاشي دارد و كاريكاتوريست خوبي هم هست و براي دلش كار مي‌كند. البته اردشير رستمي هم پسر خوانده من است، اردشير اهل شعر و ادبيات بوده و او نيز كاريكاتوريست بسيار ماهري است. البته او در فيلم شهريار هم بازي كرده، او شعر تمامي ملل‌ را مي‌داند. فراهاني مي‌گويد: «زبان دوم من فرانسه است، من يكي از محققان موسيقي فوركلريك هستم، بيش از 30 ملودي را به صورت ترانه در آورده‌ام و شعري تازه روي آن گذاشته‌ام. سبك‌هاي نقاشي را خوب مي‌شناسم، سازي نمي‌نوازم، و بيشتر مي‌خوانم، پنجاه ترانه آذري بلد هستم و از قوم‌هاي مختلف ايراني، ترانه‌هايي به ياد دارم.
فراهاني مي‌گويد: عمرم در راديو رفت، دلم در تئاتر است، سينما را محيط مافيايي كج قواره‌اي مي‌دانم، در تلويزيون هم كمتر قدرم دانسته شد.او در مورد دخترانش مي‌گويد: هر كس كه بگويد اين دو تصادفي به هنر روي آورده‌اند، از روي غرض‌ورزي است، من آنها را از كودكي با تئاتر و هنر آشنا كردم، همان طور كه خيلي‌ها در گروه من بودند، من آن سال‌ها با گروه كوچ در ميدان شوش تئاتر كار مي‌كردم و بچه‌هاي زيادي در اطرافم بودند كه بعدها براي خود كسي شدند، افرادي چون پرويز پرستويي، محمود جعفري، مهدي ميامي، عبدالرضا اكبري، حميد صفايي و...

آشنايي با پرويز پرستويي
اولين بار كه پرويز را ديدم در جشنواره تئاتر شمال بود، من يكي از اعضاي هيئت داوران بودم، در آنجا نمايشي ديدم كه از بازي پرستويي خوشم آمد، او جايزه اول را برد، من در جمع چهارصد، پانصد نفر در هنگام اهداي جايزه به پرستويي، پشت تريبون گفتم: «من مطمئن هستم، اين مرد اگر رشد درست و منطقي در عرصه داشته باشد و به درستي مطالعه كند، يكي از بازيگران بزرگ هنر ايران خواهد شد.» خيلي‌ها از من دلخور شدند، اما بعدها مشخص شد كه پيش‌بيني‌ام درست بود. او مي‌‌گويد: فرزندانم از كودكي با هنر آشنا شدند، شيرخوار بودند كه آنان را پشت صحنه تمريناتمان مي‌خوابانديم و از زماني كه چشمان خود را باز كردند با تئاتر آشنا شدند.

مافياي سينما
مافياي سينما، يعني آن پديده‌اي كه تقوايي را در خانه‌اش مي‌نشاند، بهرام بيضايي را خانه‌نشين مي‌كند، مافياي سينما يعني اين‌كه صدها اثر هنري كه كنار مي‌رود، مافياي سينما يعني، بودجه‌هاي ميلياردي براي ساختن فيلم‌هاي بي‌محتوا، مافيا يعني كسي كه خرج ميلياردي براي فيلم خود مي‌كند، اما فيلمش فروش نمي‌رود، اين يعني مافيا... مافياي سينما يعني... بگذريم.

بازي‌هاي من30 سريال تلويزيوني بازي كردم، 04 فيلم سينمايي و بيش از سه هزار نمايشنامه در راديو و نزديك به صد تئاتر بازي كردم.

اولين لژيونر ايران
با بچه‌هاي چهارصد دستگاه همبازي بودم، كه بعدها آنان فوتباليست‌هاي بزرگي شدند، افرادي چون فريبرز اسماعيلي، گودرز حبيبي، اصغر شرفي، اشرف كاشاني، پرويز قليچ‌خاني، ناصر شاطريان، حميد لواساني... در تيم شعاع بازي مي‌كردم، يك‌بار هم با تيم استقلال در قزوين بازي كردم، با فوتباليست‌هاي آن زمان رفيق بودم، در تيم برق و شعاع توپ زدم و برق را به دسته اول آورديم. در فرانسه هم در يك تيم باشگاهي بازي كردم، كه اولين لژيونر نام گرفتم.

باباي شقايق و گلشيفته



دوست ندارم به هيچ عنوان، دو دخترم را با هم مقايسه كنم. به نظر من استعدادهاي شقايق هنوز ميدان عمل پيدا نكرده، امتيازاتي كه مي‌توان براي شقايق برشمرد، دانستن دو زبان انگليسي و فرانسه شناخت موسيقي در حد عالي، همين‌طور شناخت فوق‌العاده‌اي از شعر دارد. درك جامعه‌شناسي‌اش خيلي خوب است و به عنوان يك ابزار اجتماعي قابل توجه از آن استفاده مي‌‌كند.در مورد گلشيفته هم بايد بگويم كه هر پنج يا ده سال در هر يك از شاخه‌هاي هنر شخصيتي به وجود مي‌آيد كه شبيه هيچ‌كس ديگر نيست مثل پرويز فني‌زاده، مرحوم مهدي فتحي يا در نقاشي مثل قندريز، گلشيفته از ديد من چنين ارزشي دارد. من باباي شقايق و گلشيفته هستم و هر دو را به يك اندازه دوست دارم و براي هر دويشان آرزوي موفقيت مي‌كنم.